احمد بن محمود ( معين الفقراء )
31
تاريخ ملازاده ( فارسى )
رحمه اللّه ، و وفات ايشان در سنهء اربعين و ستمائه ( 640 ) بوده است ، و مدت عمر ايشان نود و سه سال بوده است . و در پيش تربت ايشان ، مرقد فرزند ايشان مولانا جمال الدين ستاجى است ، كه مقتداى اخيار و پيشواى ابرار و صاحب ولايت و كرامت بودهاند ، و هفت حج گزارده بود ، و چندين كتب تصنيف كرده ، در تفسير و حديث و بيان طريقه ، همچو زاد المذكرين كه صد مجلس است ، مشتمل بر صد آيت . و كتاب تكملة اللطائف و اخاير الذخاير و آداب التصوف و عشرات و عشرين و اربعين و قصهء يوسف و ملجأ المذكرين و كتاب يادگار و ديوان عربى و ديوان فارسى « 1 » وفات او در شب دوشنبهء هفتم ربيع الاول سنهء اربع و اربعين و ستمائه ( 644 ) بوده و مدت عمر او هفتاد و سه سال ، در واقعهء چنگيز خان در سنهء ثمان عشر و ستمائه ( 618 ) از ولايت غزنين به شهر بخارا رسيد ، و اولاد و اتباع را در شهر بخارا گذاشت ، و بجانب شهر خجند رفت ، بنزديك قطب الاوتاد شيخ مصلحت الدين « 2 » رحمه اللّه ، و گفت پادشاه اين مملكت اوست ، بىاجازت او در مملكت او نتوان باشيدن « 3 » ، چون بنزديك شيخ رسيد ، شيخ فرمودند : دير آمدى ، ما را در انتظار داشتى ، سه روز در صحبت شيخ بود ، نماز ديگر روز سوم شيخ مصلحت ايشان را طلب كردند و گفتند ما را انتظار درين منزل بواسطهء آن بود كه اين مملكت خالى بود از صاحبدلى ، چون تو آمدى ، مملكت به تو سپرديم آنگاه شيخ اين بيت « 4 » گفتند و جان تسليم كردند . از رخنهء دهر ، همچو دزدان جستم * رخت سفر منزل ديگر بستم بر لاشه خر وجود بودم يكچند * گرگ آمد و خر دريد و از غم رستم منقولست كه علماء بخارا رحمهم اللّه ، حضرت استاد الائمه مولانا شمس
--> ( 1 ) - اصل : ديوان عربى و فارسى و ديوان . ( 2 ) - صدر الدين عينى « مصلح الدين » نوشته است . « نمونهء ادبيات تاجيك قسم اول ص 50 » . ( 3 ) - اصل : باشيدند . ( 4 ) - جاى ديگر هم هست كه بجاى « رباعى » بيت نوشته شده باشد .